تبليغاتX
کالبدشکافی ذهن من

بعضی از ادمها به تو فکر میکنند.

بعضی از انها به تو توجه میکنند.بعضی ها عاشقت میشوند.

بعضی ها ارزو میکنند هدیه شان را بپذیری.بعضی ها فکر میکنند که تو برای انها یک هدیه ای....

بعضی ها دلتنگت میشوند.

 بعضی ها برای موفقیت هایت جشن میگیرند .      بعضی ها قدرتت رو تحسین میکنند.

بعضی ها می خواهند فقط با تو حرف بزنند.        بعضی ها تنها میخواهند دستت را بفشارند.

بعضی ها می خواهند که تو همیشه شاد باشی.بعضی ها میخواهند همیشه سلامت باشی.

بعضی ها

برایت ارزوی خوشبختی دارند.

بعضی ها می خواهند فقط با تو باشند.بعضی ها حمایت تو را می خواهند

و بعضی ها شانه هایت را برای گریه هایشان.........

و همه احتیاج دارند تا این ها را به تو بفهمانند.

اما:

هرگز ، از ارزوی هیچکس مگریز.شاید این تنها چیزی باشد که انها در زندگی دارند.........

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مهر1384ساعت 0:23  توسط علی | 

روزی فرا خواهد رسید که جسم من روی ملافه سفیدی بر روی تختخوابی در بیمارستان قرار خواهد گرفت

که بارها با افراد زنده و مرده اشغال شده است.در چنین لحظه بخصوصی دکتر اعلام خواهد کرد که مغز

من از کار افتاده است و با تمام کوشش ها و اقدامات زندگی من متوقف شده است.

وقتی این اتفاق می افتد سعی نکن با داروها و دستگاههای پزشکی جسمم را نگه داری.همچنین مرا

مرده به حساب نیاور...مرا در قید حیات محسوب کن و بگذار اعضای بدن من به زندگی کامل دیگران

کمک کند.....چشمانم را به کسی بده که هیچگاه نور خورشید را ندیده است.....

قلب مرا به کسی بده که از بیماری پایان ناپذیر قلب رنج برده است.....خون مرا به جوانی بده که تصادف

کرده است...تا زنده بماند و بتواند شاهد بازی نوه هایش باشد.....کلیه هایم را به کسی بده که

زندگیش وابسته به دستگاه هفتگی دیالیز است...

استخوان ها و عضلات وسلولها و سلسله اعصاب و هر ذره از جسمم را به کودکی بده که بتواند راه برود

بعد انچه باقی میماند را به خاک بسپار  که به رشد گل ها کمک کند.

اگر قرار است چیزی را به خاک بسپاری.بگذار اشتباهات من،ضعف های من و تمام پیشداوری های من

علیه اطرافیانم باشد....

گناهانم را به شیطان ببخش و روحم را به خدا بسپار....

اگر می خواهی مرا فراموش نکنی،ان را با رفتار یا کلامی دلنشین که کسی به ان نیاز دارد عملی کن.

اگر تمام کارهایی را که خواستم انجام دهی،برای ابد زنده خواهم بود.........

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1384ساعت 1:2  توسط علی | 

دپی دو دختر دبیرستانی داشت که برای بار سوم حامله شد.تولد تامی یک پسر زیبا و سالم یک اتفاق

خیلی خوب برای همه انها بود.و با گذر زمان انها بیشتر به ارزش این پسرک متفکر و  شیرین زبان و شاد

وسرحال پی میبردند.یک روز وقتی تامی ۵ ساله بود همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفت. در بین

راه تامی از مادرش پرسید:مامان تو چند ساله بودی که من به دنیا اومدم؟دپی که از سوال پسر کوچولو

متعجب شده بود گفت:سی و شش ساله.چرا این سوال رو پرسیدی عزیزم؟تامی جواب داد:چقدر

شرم اور!!!دپی که حسابی گیج شده بود پرسید:برای چی این حرف رو میزنی تامی؟تامی با چشمان

کوچولویی که مملو از عشق بود گفت:به همه این سالهایی فکر میکنم که همدیگر رو نمیشناختیم......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1384ساعت 1:2  توسط علی | 

عاشق بودن:

توانمند بودن در پذیرفتن ایده ها و واقعیت های نو است.دانستن ان است که دیگری نیز ان چه که بوده

باقی نمیماند.و تغییر ارام ارام او را دگرگون می کند.عاشق بودن بخشیدن تا سر حد فقر است.

والاترین هدیه ها بین دوستان اعتماد است و درک متقابل.

این دو ارمغان عشق اند.

عشق ایثار چیزی بیش از تمامی خود است.تنها در طلب لبخندی کوچک.عاشق بودن دیدن نه تنها

با چشم که با دل است.پرورش بینشی در ژرفای احساس خود و دیگری است.داشتن درکی نیکو

از پیوند میان دو انسان است.عاشق بودن فدا کردن خود به تمامی است.

اماده تا بگویی:

اینک من و دوستت دارم بسیار و بسیار.....

ندای تمام وجودم.

نه اینکه هر روز به رنگی درایی و هر روز نوایی دگر ساز کنی تا پذیرفته شوی

بلکه چنان تغییر کنی تا نور خوبی ها ظلمت کمبود هایت را بپوشاند......

+ نوشته شده در  جمعه 8 مهر1384ساعت 0:6  توسط علی | 

 

به من قول بده که میتونی:

با خودت مهربون باشی.

یه لحظه رو برای فکر کردن به خودت در نظر بگیری.

شاد و خوشحال باشی.

سه ارزو داشته باشی.

موقع کار و فعالیت متوجه خودت باشی.

به ایینه نگاه کنی و ببینی که زیبا هستی.

قوی و محکم باشی.

روح و روانت رو پرورش بدی.

به یک موزیک زیبا گوش بدی.

پری داستان ها رو باور داشته باشی.

این واقعیت رو قبول داشته باشی که بعضی وقتا رویاها به واقعیت میپیوندند.

باور داشته باشی که فرشته ای داری که از تو محافظت میکنه.

بخندی و در صدد خندوندن دیگران باشی.

 همواره امیدوار باشی.

هر انچه رو که دوست داری با تمام وجود دوست داشته باشی.

اینو بدونی که:یه نفر......یه جایی.....تمام رویاهاش لبخند توست....

و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه زندگی واقعا باارزشه...

پس هر وقت احساس تنهایی کردی

این حقیقت رو به یاد داشته باش:یه نفر......یه جایی.....در حال فکر کردن به توست...

و مهم تر اینکه:به من قول بدی ان طور باشی که دوست داری من برای تو باشم....

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1384ساعت 0:28  توسط علی |